خرید بک لینک
یک سال دیگر گذشت... اما بی تو..... امسالم با یادتو شروع کار شد....یادت اسمت درابتدای سال ویرانم کرد حتی لبخند مصنوعی که برلب داشتم محو شد یک سال دیگر هم بی تو گذشت سال که بی تو خواب به چشم های قرمزم نیامد سالی که آرامبخش ها دوستی زیادی بامن داشتند سالی که تنها درکوچه های شهر بایاد تو زیرباران قدم زدم اما نه حتی این قدم زدن هم به آرامشم کمک نکرد شبها وروزها بافکر توهرگز خواب به چشمانم نیامد واین تنهاییم را باور نمی کردم ونمی توانم این تنهایی را باورکنم نیامدنت سنگ گداخته ایست بر انبار غم دلم بی

برچسب: نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:22

صفحه بندی